تبليغاتX


:: عشق يعني خلوت عاشق به شب ، جانماز نيمه باز :: عشق يعني لحظه ي تكبير روح ، جسم خاكي غرق در احرام نور :: عشق يعني اشك توبه در قنوت ، خواندنش با نام غفارالذنوب :: عشق يعني چشمها هم در ركوع ، شرمگين از نام ستارالعيوب :: عشق يعني سر سجود و دل سجود ، ذكر يارب يارب از عمق وجود :: عشق يعني لحظه ي ناب دعا ، التماس ديدن رخسار يار :: 






 

آب دوغ خیار

کوفته قلقلی های من...
سلام...

آره... یادمه... سبحانک یا مجیر.... اجرنا من النار مجیر....

آره .. یادمه .. توی حرم حضرت عبدالعظیم(ع)... توی اون شب برفی... مسلمیه....

خوب یادمه...

مامان...زیاد حالش تعریفی نداره.... خیلی حالش بده....

منم... حال و روز وحشتناکی دارم... خیلی وحشتناکم...

فقط دعا میکنم که سالم باشم... کمرم داره زیر این همه فشار خم میشه....

خونه تکونی هم به خاطر وضعیت نابسامان روحیم.. وحشتناکم.. وحشتناک... همین..

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 9:13 بعد از ظهر
  به قلم: یک بود یکی نبود..  | 

هیچ کس تنهایی مرا باور نکرد. حتی کسی که با من گریه کرد.....
به نام خدایی که در همین نزدیکی است...

حدود ۳۰۰تا پستهای وبلاگ که از سال ۸۴ نوشته شده بود حذف شد...

وبلاگ جدیدی قرار بشه به امید خدا...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 7:4 بعد از ظهر
  به قلم: یک بود یکی نبود..  | 

هیچ کس تنهایی مرا باور نکرد. حتی کسی که با من گریه کرد.....
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T